فاطمه جانفاطمه جان، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

ببین چقدر قشنگم

دختر گلم

1391/3/18 16:43
نویسنده : سمانه
324 بازدید
اشتراک گذاری

اولا خوشامد گویی میگم به مامانای مهربونی که وبلاگ را میخونند

دختر ناز من و بابا هفته 37 بارداریم بود که بدنیا امد یادم نمیره اخرای فیلم سینمائی بود کیسه اب من پاره شد  و من به باباش (که سر کار بود )زنگ زدم وبه  بیمارستان صدوقی اصفهان رفتیم من که تو اصفهان غریبم و تنها خیلی ترسیده بودم به مامانی زنگ زدم و مامانی منا دلداری میداد که نترسم یادم نمیره اون بیچاره از من بیشتر ترسیده بود (از صداش معلوم بود)در ضمن یه زنگی هم به جاریم زدم نی نی اون 8 ماه از دخترم بزرگتره اونم کیسه ابش زود پاره شده بود بهم گفت نترس و یه سری راهنمائیم کرد

ببین نی نی مامان عجلت چقدر مامانا ترسوند

بعدش یادمه بدون درد معاینه شدم و خلاصه دکترم(خانم دکتر خوشه مهر )که فرشته ای است سریع امد و من را عمل کرد و نی نی نازم بدنیا امد

یادمه تو بیمارستان قبل عمل هی تند تند به پرستارا یگفتم من تازه ناهار خوردم و یکی از اونا به من گفت پس از کمر بیهوش میشی ومن خیلی ترسیدم البته من قبلا در مورد بیهوشی پائین تر از کمر تحقیق کرده بودم ولی خوب تنهائی و شهر غریب یکمی باعث ترسم شده بود

خلاصه متخصص بیهوشیم هم حامله پسر بود و به من گفت واسم دعا کن و یکی از همکاراش را خبر کرد امد و با من شوخی میکرد که یهو از حال رفتم و بیهوش شده بودم ساعت 4 /25 دقیقه نی نی من بدنیا امد

 

 

 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

مامان کورش
23 خرداد 91 3:52
سلام عزیزم بهت تبریک میگم دخمل ناز و قشنگی داری خداحفظش کن