دختر گلم
اولا خوشامد گویی میگم به مامانای مهربونی که وبلاگ را میخونند دختر ناز من و بابا هفته 37 بارداریم بود که بدنیا امد یادم نمیره اخرای فیلم سینمائی بود کیسه اب من پاره شد و من به باباش (که سر کار بود )زنگ زدم وبه بیمارستان صدوقی اصفهان رفتیم من که تو اصفهان غریبم و تنها خیلی ترسیده بودم به مامانی زنگ زدم و مامانی منا دلداری میداد که نترسم یادم نمیره اون بیچاره از من بیشتر ترسیده بود (از صداش معلوم بود)در ضمن یه زنگی هم به جاریم زدم نی نی اون 8 ماه از دخترم بزرگتره اونم کیسه ابش زود پاره شده بود بهم گفت نترس و یه سری راهنمائیم کرد ببین نی نی مامان عجلت چقدر مامانا ترسوند بعدش یادمه بدون درد معاینه شدم و خلاصه دکترم(خانم دکتر خو...
نویسنده :
سمانه
16:43




